دختر دوست داشتنی من...

گالری عکس یک ماهگی

یک ماهگی بهترین خانم بهترین عروسک خوشگل مامان اولین مسافرتت به شمال ایران تعطیلات عید قربان .صومعه سرا. هوا سرد بود و حسابی پوشونده بودمت. اولین باری که پستونک بهت دادیم تا ببینم آیا قبول می کنی که یه ساعاتی باهاش سرگرم بشی یا نه؟ اما زهی خیال باطل. بماند که بعد از چند لحظه گم شد و بعد از چند روز توی جاکفشی بیرون درب ورودی خونه توی راه پله ها پیداش کردیم. داداشی گذاشته بودش کنار کف...
23 مهر 1393

دستهایت...

  دختر عزیزم دستهایت... به من گرمی عشق و آرامش میدهد عزیزدلم دختر کوچولوی قشنگم اگر ساعتها و روزها به دستهایت نگاه کنم باز هم از دیدنش سیر نمیشوم وقتی به جزئیات دستهایت نگاه می کنم درآن عظمت و بزرگی خدای مهربان را می بینم خدایا تو چه نقاشی هستی؟ چه می کنی؟  آخر چه کسی میتواند جز تو حتی یک بند آنرا درست کند؟ خدایا تو را سپاس می گویم به خاطر این همه بزرگی . به خاطر این همه شگفتی دستهایت خیلی قشنگ است. پر از مهر است پر از شور است پر از پاکی ست. دستهایت بوی خدا را میدهد... دستهایت بوی پاکی می دهد دستهایت بوی سادگی و صداقت می دهد مید...
19 مهر 1393

خدایا شکرت

بهترینم...   نازنین دختر من ، رویای کوچک شیرینم   نه ماه نفست به نفسم بند بود و ...                به دنیا آمدی و   حالا نفسم به نفست بند است تا ابد ...    دختر قشنگ من هر لحظه داشتنت برایم هدیه است بوسیدنت هدیه است لمس کردنت هدیه است گرمایت هدیه است دستهایت و قدمهایت در زندگیم آری مادر.... لحظه لحظه بودنت هدیه است تو خودت هدیه ی بی نظیری عروسک من ممنونم خدا که مــــــــــــادر شـــدم................ ...
28 شهريور 1393

گزارش یک ماهگی

سلام دختر قشنگم یک ماه از زمینی شدنت گذشت. ماه سختی بود تو توی ناباوری قدم به دنیایی گذاشتی که اصلا خبر نداشتی و من هم وارد مرحله ی جدیدی شدم که کاملا انتظارش رو داشتم و برام غیر عادی نبود. توی این ماه خواب شب و روزت بهم ریخته و نامرتب بود. شبها تا دیر وقت بیدارم که بهت شیر بدم بین هر وعده ی شیر دهی یک ساعت تا یک ساعت و نیم می خوابیدم و بعدش دوباره شما شروع می کردی به گریه و ناراحتی. شبها هم دو تا سه وعده به شستشو احتیاج داشتی و من نصفه شبها هم مشغول عوض کردن و شیر دادن بهت بودم. امیدوارم که ماه بعد یه کم بهتر بشی و کار منم سبک تر بشه. هنوز جمع می خوابی و دست و پاهات تا هستند و عین یه گوله ی کوچولو می خوابی . از بس که این نه ماه توی...
25 شهريور 1393

ماهگرد اول

یک ماه از آمدنت می گذرد در دوردستها که خدامیان چشمهایت خانه کرده بود ... من بیقرار منتظر آمدنت بودم و توکه انگار دل نمی کندی از لبهای فرشتگان طنین آواز تو بود که انگار گوشهایم جز تو نمی شنید ... خداوند تو را به من هدیه داد و من همیشه دلشوره دارم از اینکه شاید آنچه می پنداشتم نباشم نفس هایت که به گونه هایم ساییده می شود انگار آرامش بهشت را به چشمهایم می فرستی . دستهایت که می چرخد ومیان دستهایم پنهان می شود... خنده هایت که ریش می کند دلم را ... و عاشق چشمهایت که عمق نگاهم را می کاود و من همیشه تو را...
25 شهريور 1393

گالری عکس نوزادی

عکسهای بهترین نی نی چند لحظه بعد از زمینی شدنت توی اتاق نوزادان آماده ات کردن و اینطوری آوردنت پیشم روز اول زندگیت روز دوم به دنیا اومدنت آماده ات کردیم که دیگه بریم خونه. لباس بیمارستان و تحویل دادیم  و لباس خونه رو به تنت کردیم روز چهارم زندگی دنیایی  چهارمین روز به دنیا اومدنت دیگه خسته شدی از بس ازت عکس گرفتم تمیز و مرتب بعد از یک حمام روزانه چایی و قلیون بدم خدمتتون آبجی؟ ای جان قربون اون پاهای قشنگت که روی هم گذاشتیشون دختری با خوابهای رنگین کمونی فد...
23 شهريور 1393

ای زیباترین بهانه...

ای زیباترین بهانه ام برای زندگی ... ای زیباترین هدیه الهی ... ای که با نگاه معصومانه ات مرا شیفته خود ساخته ای ... وبا لبخند دل فریبت ,دل وقلب وروحم را ربوده ای ... بی تو هیچم  وبا تو دنیا ازان من است ... خدا را به خاطر داشتنت هزاران بار شکر ...
15 شهريور 1393